قلعه

«دژ» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای سایر استفاده‌ها، دژ (ابهام‌زدایی) را مشاهده کنید.
قلعه اگسکوف، (به دانمارکی: Egeskov Slot) در جزیره فین دانمارک
قلعه آلکازار در سگوبیا اسپانیا
قلعه بودیوم در ساسکس شرقی در انگلستان، که به وسیله یک خندق مملو از آب احاطه شده است.

در گذشته، دِژ، دز یا قلعه یک ساختمان مستحکم بوده که در طول سده‌های میانی توسط نجیب‌زادگان در اروپا و خاورمیانه ساخته می‌شده است.

محققان پیرامون گستره معنایی واژه دژ بحث می‌کنند، اما اغلب آن را به عنوان منطقه مستحکمِ شخصیِ یک مالک یا نجیب‌زاده به شمار می‌آورند. دژ با کاخ که مستحکم نیست؛ سنگر که مکان نجیب‌زادگان نیست؛ و مکان مستحکم که یک پایگاه دفاعی عمومیست، متمایز می‌باشد، از این‌رو میان این انواع ساختمان همانندی‌های فراوانی وجود دارد. در گذر زمان استفاده از این واژه تنوع یافته و به ساختمان‌های متنوعی اطلاق گشته است. در طول بیش از ۹۰۰ سالی که قلعه‌ها ساخته شده‌اند، این سازه‌ها اشکال و ویژگی‌های مختلفی را به دست آورده‌اند.

قلعه به عنوان یک نوآوری اروپایی، در سده‌های نهم و دهم، پس از سقوط امپراتوری کارولنژی و در نتیجه تقسیم قلمرواش میان مالکان شخصی و شاهزاده‌ها، ریشه گرفت. این نجیب‌زادگان قلعه‌ها را برای کنترل مناطق پیرامون خود بنا نهادند، و آن‌ها را دارای ساختارهایی هم تدافعی و هم تهاجمی کردند؛ چنین ساختمان‌هایی پایه‌ای را ایجاد کردند که نجیب‌زادگان را قادر می‌ساخت همانطور که در مقابل دشمنان مقاوم می‌بودند، برنامه‌های تهاجمی خویش را پیاده کنند. اگرچه خاستگاه نظامی دژها اغلب در بررسی‌های علمی این مکان‌ها مورد تاکید قرار می‌گیرد، اما این ساختمان‌ها همچنین به عنوان مرکز فرماندهی و نشانه قدرت نیز به کار می‌رفتند. قلعه‌های شهری برای کنترل مردم محلی و راه‌های مهم حمل و نقلی مورد استفاده قرار می‌گرفتند؛ قلعه‌های روستایی نیز اغلب در کنار عواملی مانند آسیاب‌ها و زمین‌های حاصل‌خیزی ساخته می‌شدند که برای زندگی در اجتماع مناسب بودند.

بسیاری از قلعه‌ها در اصل از گل و چوب ساخته شده بودند، اما بعدها با کمک سنگ قدرت تدافعیشان افزایش یافت. قلعه‌های اولیه اغلب از امکانات دفاعی طبیعی و عوارضی مانند برج‌ها استفاده می‌کردند، و بر روی یک برجک دفاعی مرکزی استوار بودند. در اواخر سده ۱۲ام و اوایل سده ۱۳ام پدافند قلعه‌ها به پیشرفتی علمی دست یافت. این پیشرفت با تاکید بر شلیک از جناحین موجب گسترش برج‌ها شد. بسیاری از دژهای نو چند ضلعی و برپایه دفاع متمرکز بودند (چندین مرحله از دفاع که به همراه یکدیگر قادر بودند به طور همزمان عمل کرده تا قدرت قلعه را به حداکثر برسانند). این تغییرات در دفاع به ترکیب فناوری قلعه‌ها در طول جنگ‌های صلیبی، از جمله استحکامات متمرکز، و الهام‌گیری از پدافندهای پیشین مانند پایگاه‌های دفاعی رومی نسبت داده می‌شود. طبیعت تمام عناصر معماری قلعه نظامی نیستند، و مواردی مانند خندق‌ها از هدف اصلی خود (دفاع) به مظهری از قدرت تبدیل شده‌اند. مسیرهای منتهی به برخی قلعه‌های بزرگ، بسیار پیچ‌درپیچند و چشم‌اندازشان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند و بر آن مسلط می‌گردند.

اگرچه اروپاییان در سده ۱۴ام به باروت دست یافتند، اما چنین دست‌آوردی تا سده ۱۵ ام و هنگامی که توپ‌خانه‌ها به قدری توانمند شدند که از دیوارهای سنگی فراتر روند، به طور چشمگیری قلعه‌ها را تحت تاثیر قرار نداد. درحالی که در سده ۱۶ام ساختن قلعه‌ها ادامه یافت، تکنیک‌های جدید شلیک توپ آن‌ها را به مکانی نامطلوب برای زندگی تبدیل کرد. درنتیجه، قلعه‌ها رکود یافتند و با قلعه‌های توپخانه‌ای که هیچ نقشی در حکومت مدنی نداشتند، جایگزین گشتند. از سده ۱۸ام به بعد، با ساخته شدن قلعه‌های ساختگی، به عنوان بخشی از احیای رمانتیک معماری گوتیک، علاقه به دژ مجدداً افزایش یافت، اما آن‌ها دیگر اهدافی نظامی را دنبال نمی‌کردند.

تعریف

"برج سفید" نورمنی، برجک دفاعی برج لندن، که تمام استفاده‌های قلعه شامل پدافند شهر، منطقه مسکونی، و یک پناه‌گاه در زمان بحران را شامل می‌شود.

ویژگی‌های بنیادین

در ساده‌ترین شکل تعریف یک قلعه که توسط پژوهشگران مورد پذیرش قرار گرفته است، «یک عمارت شخصی مستحکم» می‌باشد. این بنا با استحکامات پیشین مانند بورهای آنگلوساکسون و شهرهای دارای دیوار مانند قسطنطنیه و انطاکیه در خاورمیانه متفاوت است؛ قلعه‌ها ویژه دفاع جمعی نبودند، بلکه برای لردهای فئودال ساخته شده و در اختیار آن‌ها یا پادشاه قرار داشتند. نظام ارباب و رعیت ارتباط میان یک لرد و واسال بود که در آن لرد زمین را به واسال اعطا می‌کرد و در مقابل انتظار وفاداری داشت. در اواخر سده بیستم، تمایل بر این بود تا تعریف قلعه با شامل شدن معیارهای مالکیت فئودال تغییر یابد، که چنین چیزی قلعه‌ها را تنها به دوران سده‌های میانه پیوند می‌داد، اما این موضوع لزوماً واژگان به کار رفته در دوران سده‌های میانه را بازتاب نمی‌داد. در طول نخستین جنگ صلیبی، (۱۰۹۶-۱۰۹۹)، سپاهیان فرانک با شهرک‌ها و استحکاماتی روبه‌رو شدند که همه آن‌ها را بی‌استثنا «دژ» خطاب می‌کردند، اما چنان چیزهایی با آن‌چه که امروز به عنوان قلعه شناخته می‌شود، تفاوت داشتند.

قلعه ویندسور در انگلستان که در طول فتح انگلستان توسط نورمن‌ها ساخته شد، و امروزه به عنوان یکی از اقامت‌گاه‌های رسمی و اصلی شهبانو الیزابت دوم به شمار می‌رود.

دژها طیفی از اهداف را برآورده می‌کردند، که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بودند از اهداف نظامی، حکومتی و اجرایی. علاوه بر ساختمان دفاعی بودن، دژها ابزاری تهاجمی بودند که ممکن بود از آن‌ها در خاک دشمن به عنوان پایگاه عملیات استفاده شود. برای نمونه، مهاجمان نورمن در انگلستان از قلعه‌ها هم برای اهداف دفاعی و هم برای آرام کردن ساکنین کشور استفاده کردند. زمانی که ویلیام یکم قدرت را در انگلستان به دست گرفت، برای افزایش امنیت منطقه‌ای که انتخاب کرده بود، مکان‌های کلیدی را مستحکم ساخت. او میان سال‌های ۱۰۶۶ و ۱۰۸۷، ۳۶ قلعه، مانند دژ وارویک، را برای محافظت در برابر شورش در سرزمین‌های میانی انگلستان، بنا نهاد.

با نزدیک شدن به اواخر سده‌های میانه، به دلیل ظهور توپ‌های نیرومند و استحکامات توپ‌خانه‌ای دائمی، دژها اهمیت نظامی خود را از دست دادند؛ در نتیجه، قلعه‌ها از آن پس به عنوان اقامت‌گاه‌ها و مظاهر قدرت اهمیت یافتند. یک قلعه علاوه بر اینکه می‌توانست به عنوان یک سنگر یا زندان عمل کند، قادر بود مکانی برای سرگرمی یک شوالیه یا لرد و همراهانش باشد. با گذر زمان، از آن‌جا که ظاهر و اندازه دژ به مظهری از اعتبار و قدرت ساکنانش تبدیل شد، زیبایی‌شناسی طراحی قلعه‌ها اهمیت فراوانی یافت. اگرچه در دوران بعد قلعه‌ها هنوز در مقابل سطوح پایین خشونت مقاوم بودند، اما در نهایت جای خود را به عنوان اقامت‌گاه‌های سطح بالا به خانه‌های ویلایی انگلیسی واگذار کردند.

واژه‌شناسی

قلعه معرب واژه‌ای پارسی به صورت‌های کَلا، کَلات و کلاک است که همانند بسیاری از واژگان هنگام تعریب کاف به قاف تغییر کرده و از فارسی وارد عربی شده است.

در زبان فارسی، در قدیم بیشتر واژه دز و دیز در این معنی رواج داشته و این در بسیاری از نام‌های جغرافیایی هم دیده می‌شود چنان‌که دزفول (دزپل) به معنای پل قلعه است و دیزج که نام بسیاری از روستاهای ایران است معرب دزگ و دیزگ به معنای قلعه کوچک است. دِزدار (دژدار) فارسی به معنای محافظ قلعه نیز در زبان ترکی عثمانی به عاریت گرفته شده و در مناطق تحت چیرگی عثمانی ازجمله در بوسنی استفاده می‌شود.

گاهی اوقات این واژه برای تمام انواع استحکامات به کار می‌رود، و در نتیجه در معنی غلط استعمال می‌گردد. یک نمونه از آن قلعه میدن می‌باشد که بر خلاف نامش یکی از استحکامات تپه‌ای در عصر آهن است که ریشه و هدف بسیار متفاوتی دارد.

اگرچه واژه دژ به واژه‌ای عمومی برای یک خانه مانور تبدیل نشده است، بسیار از این خانه‌ها در نام خود واژه «دژ» را یدک می‌کشند، درحالی که از ویژگی‌های معماری قلعه، عده معدودی را دارا می‌باشند، معمولاً علت اینست که صاحبان آن‌ها علاقه‌مند بودند که با گذشته ارتباط برقرار کنند و احساس می‌کردند که واژه «دژ» تجلی‌گاه قدرت آن‌ها می‌باشد. مطابق مطالعات، همانطور که در بالا گفته شد، قلعه به عنوان مفهومی منسجم پذیرفته شده است، ریشه آن به اروپا باز می‌گردد و بعدها صلیبیون آن را به بخش‌هایی از خاور میانه گسترش داده‌اند. این گروه منسجم یک اصل رایج را به اشتراک می‌گذارند، که با حالتی خاص از جنگ سر و کار دارد، و تاثیرات را رد و بدل می‌کند.

در مکان‌های مختلف جهان، ساختمان‌های مشابهی دارای ویژگی‌های استحکامی و سایر مشخصات توصیفی مربوط به مفهوم قلعه می‌باشند، اگرچه آن‌ها در دوران و شرایطی متفاوت ایجاد شده و تحولات و تاثیرات مختلفی را تجربه کرده‌اند. برای مثال استفان ترنبول تاریخ‌دان، شیرو در ژاپن را به عنوان یک دژ قلمداد می‌کند، که شامل «یک تاریخ توسعه کاملاً متفاوت می‌باشد، که به روشی کاملاً متفاوت ساخته و برای مقاومت در برابر حمله‌هایی با طبیعت کاملاً متمایز طراحی شده است.» درحالی که قلعه‌های اروپایی ساخته شده از اواخر سده ۱۲ام و اوایل سده ۱۳ام به بعد، در اصل سنگی بودند، شیرو تا سده ۱۶ام عمدتاً از چوب ساخته می‌شود.

از زمانی که در اواخر سده ۱۶ام، فرهنگ اروپایی و ژاپنی یکدیگر را ملاقات کردند، استحکامات در اروپا پا خود را از دژها فراتر گذاشت و به نوآوری‌های ایتالیایی مانند استحکامات ستاره‌ای روی آورد. استحکامات هندوستان شرایطی مشابه را دارند؛ زمانی که آن‌ها در سده ۱۷ام با بریتانیا روبرو شدند، در اروپا قلعه‌ها از کاربردهای نظامی فاصله گرفته بودند. استحکامات هندوستان، یعنی دورگا یا دورگ نیز همانند شیرو ویژگی‌های مشابهی با قلعه‌های اروپایی داشتند، از جمله به عنوان اقامت‌گاه لرد به کار می‌رفتند و همچنین مستحکم بودند. ساختار آن‌ها نیز با مواردی که در اروپا به عنوان قلعه شناخته می‌شد متفاوت بود.

ویژگی‌های رایج

بیشه کوچک

صخره چوبی پیرامون بیشه کوچک اغلب بعدها با سنگ جایگزین شدند، که می‌توان نمونه آن را در قلعه گیسورس در فرانسه مشاهده نمود.

بیشه کوچک تپه‌ای خاکی است که بالای آن مسطح می‌باشد. بیشه کوچک اغلب ساختگی می‌باشد، اگرچه گاهی اوقات با یکی از ویژگی‌های طبیعی چشم‌انداز ترکیب می‌شود. حفاری زمین برای ایجاد تپه موجب ایجاد یک حفره در اطراف بیشه کوچک می‌شود که به آن خندق می‌گویند (ممکن است دارای آب یا خشک باشد). ریشه "بیشه کوچک به فرانسوی باستان باز می‌گردد، و بر این اشاره دارد که این ویژگی‌ها با یکدیگر مرتبطند و برای ساختنشان، به یکدیگر وابسته می‌باشند. اگرچه بیشه کوچک اغلب به همراه حیاط بیرونی یک قلعه بیشه کوچک و حیاط بیرونی را شکل می‌دهد، همواره شرایط اینگونه نیست و در برخی موارد بیشه کوچک به تنهایی به کار می‌رود.

«بیشه کوچک» به تنهایی به تپه اشاره دارد، اما اغلب بالای آن یک ساختمان مستحکم مانند یک برجک دفاعی قرار دارد و قسمت مسطح به وسیله پرچین احاطه می‌شود. اغلب در منتهی‌الیه راه مربوط به بیشه کوچک پلی قرار دارد که می‌توان آن را بلند کرد (پلی که دو انتهای خندق را به هم وصل می‌کند)، این موضوع در تصویر فرشینه بایو از قلعه دینان نشان داده شده است. گاهی اوقات بیشه کوچک یک قلعه یا تالار قدیمی را پوشش می‌دهد که اتاق‌هایش به عنوان انبار و زندان در زیر برجک دفاعی نو به کار می‌روند.

حیاط بیرونی و محاط

حیاط بیرونی، یک محوطه مستحکم است. این یکی از ویژگی‌های رایج قلعه‌ها می‌باشد و اکثر آن‌ها حداقل یک حیاط بیرونی دارند. برجک دفاعی در بالای بیشه کوچک، اقامتگاه لرد مالک قلعه و آخرین سنگر دفاعی بوده، درحالی که حیاط بیرونی خانه سایر خانواده لرد بود و از آن‌ها حفاظت می‌کرد. پادگان، اصطبل، کارگاه، و انبارها اغلب در حیاط بیرونی قرار داشتند. آب از چاه یا مخزن فراهم می‌شد. با گذر زمان تمرکز بر رفاه محل اقامت از برجک دفاعی به حیاط بیرونی گسترش یافت؛ این موجب ایجاد یک حیاط بیرونی دیگر شد که ساختمان‌های لوکس مانند اتاق‌های لرد را از ساختمان‌های کاری مانند کارگاه‌ها و پادگان‌ها متمایز می‌نمود.

از اواخر سده ۱۲ام شوالیه‌ها علاقه‌مند شدند که از خانه‌های کوچکی که قبلاً در اختیارشان بود خارج شوند و در خانه‌های مستحکم واقع در حومه شهرها زندگی کنند. این امکان وجود دارد که حیاط‌های بیرونی ساختمان دفاعی مستقلی باشند، اگرچه این موضوع بیشتر مربوط به قلعه‌های «بیشه کوچک و حیاط بیرونی» است. محاط منطقه اصلی دفاعی قلعه است، و واژه‌های «حیاط بیرونی» و «محاط» با یکدیگر مرتبطند. یک قلعه می‌تواند چندین حیاط بیرونی داشته باشد، ولی تعداد محاط‌هایش فقط یکی است. قلعه‌هایی که برجک دفاعی ندارند، اغلب به قلعه‌های محاطی مشهورند. این نوع از قلعه‌ها، از اولین قلعه‌های ساخته شده می‌باشند، که به قبل از رواج برجک دفاعی در سده ۱۰ام باز می‌گردند.

برجک دفاعی

برجک دفاعی قلعه وینسنس در سده ۱۴ام که نزدیک برج‌های پاریس و بالای دیوار حایل قلعه قرار دارد. این دیوار ویژگی‌های رایج معماری قلعه را نشان می‌دهد: یک اتاق دروازه‌بان، برج‌های گوشه‌ای و مزغل‌سازی‌ها.

برجک دفاعی برجی عظیم است و قبل از رواج دفاع متمرکز، تدافعی ترین نقطه قلعه بود. در سده‌های میانه از واژه «برجک دفاعی» استفاده نمی‌شد، از سده ۱۶ام به بعد این واژه به جای واژه "donjon" که به برج عظیم اشاره دارد، به کار رفت. در قلعه‌های بیشه کوچک و حیاط بیرونی، برجک دفاعی در بالای بیشه کوچک قرار داشت. "dumgeon" از مشتقات “donjon” است و به معنای زندان تاریک و نا خوشایند می‌باشد. اگرچه برجک دفاعی اغلب مستحکم‌ترین بخش قلعه و آخرین پناه‌گاه در زمان سقوط دفاع خارجی بود، در زمان حمله خالی نمی‌ماند، بلکه به عنوان اقامت‌گاه لرد مالک قلعه یا مهمانان و نمایندگان استفاده می‌شد.

در ابتدا برجک دفاعی تنها در انگلستان رایج بود، بعد از پیروزی نورمن‌ها در سال ۱۰۶۶، فاتحان برای مدتی طولانی در شرایط ثابت هشدار زندگی کردند؛ درجای دیگر همسر لرد یک اقامت‌گاه جدا (domus، aula یا mansio) را اداره نمود که نزدیک برجک دفاعی قرار داشت و برجک دفاعی پادگان و مرکز فرماندهی نظامی بود. این دو ساختمان به تدریج ادغام شدند، و آخرین طبقه مسکونی پنجره‌هایی بزرگ داشت؛ در نتیجه، به سختی می‌توان برای تمام ساختمان‌ها واژه‌ای مناسب پیدا کرد. فضای داخلی بزرگی که در بسیاری از برجک‌های دفاعی به‌جامانده به چشم می‌خورد گمراه‌کننده است؛ آن‌ها همانند ساختمان‌های اداری مدرن، به چند اتاق تقسیم می‌شوند. حتی در برخی از قلعه‌های بزرگ، تالار عظیم تنها به بخش‌های محدودی مانند حجره لرد، اتاق خواب ایشان و گاهی نیز اداره او تقسیم می‌شود.

دیوار حایل

دیوارهای حایل دیوارهایی دفاعی هستند که حیاط بیرونی را محصور می‌کنند. آن‌ها باید به قدری بلند باشند که نتوان به راحتی با استفاده از نردبان از آن‌ها بالا رفت، و به اندازه‌ای ضخیم باشند که در مقابل بمباران سلاح‌های محاصره که از سده ۱۵ام به بعد شامل باروت توپخانه می‌شدند، مقاوم باشند. یک دیوار معمولی سه متر پهنا و ۱۲ متر ارتفاع داشت، اگرچه این مقدار می‌تواند با توجه به اندازه قلعه متفاوت باشد. گاهی اوقات برای ممانعت از از زیر خراب کردن دیوارهای حایل، دامنه‌ای سنگی در پایه آن‌ها ساخته می‌شد. راه‌روهای بالای دیوارهای حایل به نیروهای تدافعی اجازه می‌داد که مهمات را بر سر دشمنان فرو ریزند، و کنگره‌ها امنیت را افزایش می‌دادند. برج‌های نوک تیز بر فراز دیوارهای حایل امکان شلیک در طول دیوار را فراهم می‌ساختند. تا سده ۱۳ام استفاده از درزپیکان‌ها در اروپا رواج پیدا نکرد، زیرا این ترس وجود داشت که آن‌ها استحکام دیوار را کاهش می‌دهند.

اتاق نگهبان دروازه

اتاق نگهبان دروازه قلعه چاتئائوبریانت در سده ۱۳ام، در فرانسه. این سازه قسمت بالا را به پایین متصل می‌کرد.

در هنگام دفاع، اغلب ورودی ضعیف‌ترین بخش بود. برای غلبه بر آن، اتاق نگهبان دروازه توسعه یافته بود تا به افراد داخل قلعه اجازه دهد که جریان و رفت‌وآمد را کنترل کنند. در قصرهای گلی و چوبی، اتاق نگهبان دروازه اولین بخشی بود که با سنگ بازسازی می‌شد. در کنار دروازه یک نقطه کور وجود داشت. به منظور مقابله با این نقطه کور، در هر دو سوی دروازه، برج‌هایی به شیوه رومیان طراحی شده بودند. اتاق نگهبان دروازه شامل مجموعه‌ای از امکانات تدافعی بود که حمله مستقیم را دشوارتر می‌کرد. معمولاً در قلعه‌ها یک یا چند در مشبک (یک در چوبی مشبک مستحکم شده با فلز برای بستن راه) و چند درزپیکان وجود داشت که به سربازان اجازه می‌داد دشمنان را نابود کنند. گذرگاه درون اتاق نگهبان دروازه طولانی بود تا زمان عبور مهاجمین را افزایش دهد و آن‌ها در مکانی محدود مورد حمله قرار گیرند و قادر به عکس‌العمل نشان دادن نباشند.

این افسانه مشهوری وجود دارد که سوراخ‌های مرگ (که در بالای مسیر دروازه قرار دارند)، برای ریختن روغن جوشان یا سرب ذوب‌شده بر سر مهاجمان به کار می‌رفتند؛ هزینه روغن و سرب و فاصله اتاق نگهبان دروازه از کوره‌های آتش‌نشان می‌دهند که این موضوع عملی نیست. به احتمال زیاد آن‌ها برای پرتاب اشیا بر روی مهاجمان و خاموش کردن آتش آن‌ها با ریختن آب ایجاد شده بودند. تدارکات طبقه بالایی اتاق نگهبان دروازه برای اقامت ایجاد شده بودند، لذا دروازه هرگز بی دفاع نمی‌ماند، اگرچه این آرایش بعدها تکامل یافت.

در طول قرن‌های ۱۳ام و ۱۴ام، باربیکن توسعه یافت. این شامل حصار، خندق، و احتمالاً یک برج در مقابل اتاق نگهبان دروازه بود که برای حفاظت‌های بعدی از آن استفاده می‌شد. هدف باربیکن تنها ایجاد خط دفاعی دیگر نبود، بلکه تنها راه منتهی به دروازه را بررسی می‌کرد.

خندق

قلعه کائرلوروک در اسکاتلند که به وسیله خندق احاطه شده است

خندق چاله‌ای بزرگ و شیبدار بود که هم می‌توانست خشک باشد و هم پر از آب. هدف آن دو قسم بود؛ جلوگیری از رسیدن تجهیزاتی مانند برج شکاف به دیوار حایل و جلوگیری از از زیر تخریب شدن دیوارها. خندق‌های آبی در مکان‌های کم ارتفاع قرار داشتند و اغلب در آن‌ها از تخته‌پل استفاده می‌شد، اگرچه این‌ها اغلب به وسیله پل‌های سنگی جایگزین می‌شدند. جزایر مستحکم نیز به خندق افزوده می‌شدند و لایه دفاعی دیگری ایجاد می‌کردند. پدافند آبی، مانند خندق‌ها و دریاچه‌های طبیعی این ویژگی را داشتند که مسیر دشمنان به قلعه را دیکته می‌کردند. محل قلعه کائرفیلی در ولز بیش از ۳۰ هکتار را پوشش می‌دهد و پدافند آبی آن، یکی از بزرگترین نونه‌های اروپای غربی است.

سایر ویژگی‌ها

کنگره‌ها اغلب بر بالای دیوارهای حایل و بالای خانه‌های دروازه به چشم می‌خورند، و شامل چند عنصر از جمله هردنجس می‌باشند. هردنجس‌ها سازه‌هایی چوبی بودند که دربالای دیوار قرار می‌گرفتند، و به سربازان اجازه می‌دادند که بدون خطر به مهاجمان حمله کنند و وسایل را بر سراشان بیندازند.

درزپیکان‌ها، دهانه‌های عمودی باریکی در دیوار دفاعی بودند که به کمانداران اجازه می‌دادند به سمت مهاجمان شلیک کنند. شکاف باریک با ایجاد هدفی بسیار کوچک از مدافعان محافظت می‌کرد، اما اگر اندازه شکاف بیش از حد کوچک بود، مانع از بازده کامل مدافعان می‌شد. یک شکاف افقی کوچکتر می‌توانست دید کماندار را به طور چشم‌گیری افزایش دهد. گاهی اوقات دروازه زندان شامل می‌شد؛ این دروازه به پادگان اجازه می‌داد قلعه را ترک کند و نیروها را محاصره نماید. فاضلاب اغلب از طریق دیوارهای خارجی به داخل چاه ریخته می‌شد.

تاریخچه

پیشینه

قلعه پرتچستر داخل استحکامات رومی ساخته شده بود. با وجود اینکه قلعه‌ای سده‌های میانهیی به شمار می‌رود، به عنوان بهترین دژ رومی بر فراز آلپ شناخته شده است. بسیاری از قلعه‌ها در مکان‌های قدرت پیشین ساخته شده بودند.

بر اساس گفته‌های مورخ مشهور، چارلز کولسون، اجتماع ثروت و منابعی مانند غذا، نیاز به ساختمان‌های دفاعی را ایجاد نمود. اولین استحکامات در هلال حاصل‌خیز، دره رود سند، مصر و چین شکل گرفتند، که شهرک‌ها به وسیله دیوارهای بلند محافظت شدند. مردم اروپای شمالی در توسعه ساختمان‌های دفاعی از شرقیان کندتر بودند و تا عصر برنز که استحکامات تپه‌ای توسعه یافتند، و شروع به گسترش در اروپا کردند، این شرایط ادامه یافت. در سده‌های میانه قلعه‌ها تحت تاثیر اشکال قدیمی معماری قرار گرفتند. مهمتر از آن زمانی که قلعه‌ها جنبه نظامی داشتند، آن‌ها در دیوارهای خود دارای ساختار مسکونی قابل تشخیصی بودند که استفاده چند-جنبه‌ای این ساختمان‌ها را نشان می‌داد.

ریشه‌ها (سده ۹ام و ۱۰ام)

موضوع ظهور قلعه‌ها مطلبی پیچیده بوده که سبب بروز بحث‌های قابل ملاحظه‌ای شده است. بحث‌های مختلف توسعه قلعه‌ها را به واکنش به حمله‌های مردم مجار، مسلمانان، و وایکینگ‌ها نسبت داده‌اند. سقوط امپراطوری کارولینگیان موجب تقسیم قدرت شد و لردهای محلی مسئولیتی در قبال اقتصاد و عدالت بر عهده گرفتند. اما، درحالی که قلعه‌ها در سده ۹ام و ۱۰ام تکثیر شدند، ارتباط میان دوره ناامنی و ساختن استحکامات همواره چیز ساده‌ای نیست. برخی تمرکزهای بالا بر قلعه‌ها در مکان‌های امن اتفاق افتاد، درحالی که برخی مناطق مرزی قلعه‌های نسبتاً کمتری داشتند.

این احتمال وجود دارد که دژ تکامل یافته عمل مستحکم سازی خانه یک لرد باشد. اگر خانه لرد مطابق معمول چوبی بود، بزرگترین تهدید پیش رویش آتش‌سوزی به حساب می‌آمد. برای جلوگیری از این خطر و سایر تهدیدات، چندین دسته از عمل‌ها وجود داشت: ایجاد سنگری حلقه‌ای برای دورنگه داشتن دشمن؛ ساختن تالار با استفاده از سنگ؛ یا ایجاد آن بر فراز یک تپه مصنوعی، که به «بیشه کوچک» مشهور است تا مانعی برای مهاجمان فراهم آید. درحالی که مفهوم خندق‌ها، باروها و دیوارهای سنگی به عنوان ابزاری دفاعی، تاریخچه‌ای دیرینه دارد، ایجاد بیشه کوچک یکی از نوآوری‌های سده‌های میانه است.

یک ساحل و خندق شکلی ساده از دفاع بودند، و زمانی که بیشه کوچک نداشتند، نامشان حلقه‌کاری بود؛ زمانی که این محل برای مدتی طولانی مورد استفاده قرار می‌گرفت، به وسیله ساختمانی پیچیده‌تر جایگزین می‌شد یا با استفاده از دیوارهای حایل سنگی اضافی بهبود می‌یافت. ساختن تالار با سنگ، هنوز ایمنی آن را تضمین نمی‌کرد، زیرا آن‌ها هنوز پنجره‌ها و درهای چوبی داشتند. این موجب تغییر مکان پنجره‌ها به طبقه اول شد (تا پرتاب اشیا به داخل دشوارتر شود)، و ورودی از طبقه هم‌کف به طبقه اول انتقال یافت. این ویژگی‌ها در بسیاری از برجک دفاعی‌های قلعه‌های برجا مانده قابل رویت است که نمونه‌های پیچیده‌تر تالارها می‌باشند. قلعه‌ها تنها مکان‌های دفاعی نبودند، بلکه کنترل لرد بر زمین‌هایش را افزایش می‌دادند. آن‌ها اجازه می‌دادند که پادگان محیط اطراف را کنترل کند، یک مرکز فرماندهی شکل دهد و مکانی برای دربار لرد فراهم گرداند.

فرشینه بارو یکی از قدیمی‌ترین آثاریست که قلعه را نمایش می‌دهد. این فرشینه مهاجمان قلعه دینان در فرانسه را نشان می‌دهد که از آتش که بلای جان قلعه‌های چوبیست استفاده می‌کنند.

گاهی اوقات ساختن قلعه به اجازه پادشاه یا سایر مقامات بالا نیاز داشت. در سال ۸۶۴، شارل تاس پادشا

تبلیغات