بیجار

بیجار
کشور  ایران
استان کردستان
شهرستان بیجار
بخش مرکزی
نام(های) دیگر بیجار گروس
مردم
جمعیت

۴۷٬۹۲۶ نفر

سال برآورد جمعیت = ۱۳۹۰
جغرافیای طبیعی
مساحت ۵٬۳۵۰ کیلومترمربع
ارتفاع از سطح دریا ۱٬۹۴۰ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۰٫۸ سانتی‌گراد
میانگین بارش سالانه ۳۳۸٫۵ میلی‌متر
روزهای یخبندان سالانه ۱۰۷
اطلاعات شهری
ره‌آورد قالی بیجار، قالیچه، گلیم بیجار، ترشی هفت بیجار، شیرینی شیرمال سنتی، حلوا سوهانی
پیش‌شماره تلفنی ۰۸۷
شناسهٔ ملی خودرو  ایران ج ۶۱
تابلوی خوش‌آمد به شهر
تصویر شهر بیجار از جنوب به شمال بین سال‌های ۱۹۱۸–۱۹۱۴ (جنگ جهانی اول)
تصویر هوایی شهر بیجار در سال ۱۳۳۷ شمسی
تصویر هوایی شهر بیجار در سال ۱۳۴۷ شمسی

بیجار ، یکی از شهرهای استان کردستان، مرکز شهرستان بیجار و از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است. بیجار در گذشته مرکز ولایت گروس بوده است.
این شهر با ۱٬۹۴۰ متر ارتفاع از سطح دریا، از مرتفع‌ترین شهرهای ایران به حساب می‌آید، شهر بیجار از لحاظ ارتفاع ۷۷۰ متر از تهران و ۴۲۵ متر از سنندج بلندتر است.
فاصله شهر بیجار تا سنندج مرکز استان کردستان ۱۴۲ و تا شهر تهران ۴۷۲ کیلومتر می‌باشد.
شهر بیجار از شمال غربی به کوه نقاره کوب با ارتفاع ۲٬۲۱۰ متر و از مغرب به کوه نِسار با ارتفاع ۲٬۳۵۰ متر و از جنوب غربی به کوه بادامستان با ارتفاع ۲٬۲۲۵ محدود می‌شود.
بیجار منطقه‌ای کوهستانی است، با آب و هوایی سرد و خشک.
جمعیت این شهر بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ برابر با ۴۷٬۹۲۶ نفر می‌باشد.
اهالی شهر بیجار به زبان کردی سورانی با لهجهٔ گروسی (به کردی: گه‌ڕووسی) سخن می‌گویند، همچنین در منطقه بیجار گروس به گویش‌های کلهری و گورانی نیز تکلم می‌کنند.
مردم این شهر پیرو دین اسلام (تشیع و تسنن) هستند.

نام

− مورد اطمینان‌ترین ریشه‌یابی نام شهر بیجار، برگرفته از درختان بید فراوان در منطقه بوده که آن‌جا بیدزار نام داشته است، در زبان کردی به بید (بی) و به زار (جار) گفته می‌شود، می‌توان گفت بیجار دگرگون شده کلمه بیدزار است .
اما بیجار کلمه‌ای است که ریشه‌ در زبان پهلوی دارد، و چون زبان کردی با زبان پهلوی قرابت خاصی دارد، با این نظر که (بی) از زمان‌های گذشته و در موارد مختلف، مصحف و یا لهجه‌ای از بید (درخت بید) بوده است و جار نیز پسوند موخر امکنه و لهجه‌ای از (زار) بوده است، با توجه به اینکه در کتاب ترجمه تاریخ طبری هم به معنای (زار) به‌کار رفته است؛ پس می‌توان گفت: بی‌جار - بیجار، کلمه‌ای به معنای بیدزار بوده است.
در اسناد قدیمی نوشتن بیدجار رواج داشته است، همچنین در بعضی زبان‌های غربی این شهر با نام بیدجار شناخته شده است. به درختان بید فراوان در منطقه که آن‌جا بیدزار نام داشته است، در زبان کردی به بید (بی) و به زار (جار) گفته می‌شود، می‌توان گفت بیجار دگرگون شده کلمه بیدزار است .
اما بیجار کلمه‌ای است که ریشه‌ در زبان پهلوی دارد، و چون زبان کردی با زبان پهلوی قرابت خاصی دارد، با این نظر که (بی) از زمان‌های گذشته و در موارد مختلف، مصحف و یا لهجه‌ای از بید (درخت بید) بوده است و جار نیز پسوند موخر امکنه و لهجه‌ای از (زار) بوده است، با توجه به اینکه در کتاب ترجمه تاریخ طبری هم به معنای (زار) به‌کار رفته است؛ پس می‌توان گفت: بی‌جار - بیجار، کلمه‌ای به معنای بیدزار بوده است.
در اسناد قدیمی نوشتن بیدجار رواج داشته است، همچنین در بعضی زبان‌های غربی این شهر با نام بیدجار شناخته شده است.

سهرورد

در بسیاری از منابع تاریخی تا دوران مغول و سلجوقیان، گروس با نام سهرورد شناخته می‌شود. در قرون اولیه اسلامی تا قرن هفتم هجری قمری قسمت زیادی از گروس جزو شهر سهرورد بوده است. شهر سهرورد در قرن هفتم در جریان حمله مغول‌ها به ایران نابود می‌شود و بعد از آن سهرورد از توابع گروس به حساب می‌آید.
سهرورد معرب (سورهَ بَرد) به زبان کردی به معنی (سنگ کوچک قرمز)، قریه‌ای از مناطق سابق بیجار گروس بوده است که سالیان پیش بر اساس دستور میرزا شفیع مازندرانی، صدراعظم فتحعلی شاه قاجار آن را از حوزه گروس جدا نموده و به ولایت خدابنده زنجان ضمیمه نمودند، زمانی که سهرورد جزو گروس بوده به (قره قوش) معروف بوده است.

گروس

در بسیاری از منابع تاریخی از بیجار به‌عنوان بیجار گروس یاد می‌شود، گروس ولایتی به مرکزیت بیجار بود که تا قبل از تقسیم‌بندی استانی در دوره پهلوی اول وجود داشت .

زرین کمر

نام اداری منطقه بیجار گروس در زمان صفویان بوده است.

جغرافیای تاریخی

ارتفاع شهر بیجار از سطح دریا ۱۹۴۰ متر است، شهر بیجار در یک چاله ساختمانی از سازنده‌های الیگو میوسن قرار گرفته و اطراف آن‌را گنبده‌های طاقدیسی آهکی احاطه نموده است و راه‌های ارتباطی شهر از طریق سه دره‌ای که در سه طرف شهر قرار گرفته است انجام می‌گیرد.
در مورد تاریخ بنای شهر بیجار هیچ اثر مستندی در دست نیست، اما تاریخ شهر را بر اساس اثر باستانی موجود در داخل شهر، موسوم به تپه قلعه بالا یا قلعه بانو، می‌توان تشخیص داد، با این‌که هنوز هیچ‌گونه حفاری علمی بر روی آن انجام نشده است اما طبق بررسی‌های سطحی که بر روی این تپه توسط دکتر عزت‌الله نگهبان صورت گرفته، قدمت شهر را به هزاره سوم قبل میلاد مسیح نسبت می‌دهد. همچنین در بررسی سطحی که در سال ۱۳۸۱ بر روی تپه انجام گرفت، می‌توان قدمت شهر را به هزاره چهارم قبل میلاد نسبت داد، در این گزارش آمده است: تعدادی سفال با پوشش قرمز و سیاه خاکستری براق با شاموت کاه در این تپه به دست آمده است که نزدیک به سفال‌های دوره مس و سنگ می‌باشد، همچنین سفال‌های دیگری در سطح تپه با پوشش نخودی و با تزیین هندسی به رنگ قهوه‌ای روشن و تیره به‌دست آمده است که نزدیک به سفال‌های سیلک ۴ (هزاره سوم قبل میلاد) می‌باشد، و علاوه بر آن‌‎ها سفال‌های سیاه خاکستری براق، احتمالا در عصر مفرغ نیز در سطح تپه به‌دست آمده است، با توجه به درصد بیشتر نمونه‌های سفالی که مربوط به دوران تاریخی به‌ویژه دوران پارت و ساسانی است، استقرار دوران تاریخی این محوطه نیز پررنگ و قابل توجه می‌باشد، در ادامه بررسی‌ سفال‌های سطح تپه قلعه بالا، سفال‌های بدون لعاب و لعاب‌دار مربوط به دوران اسلامی نیز به‌دست آمده است که بیان‌گر آخرین استقرار این محوطه در دوران اسلامی است.

تاریخ

بیجار شهری است بسیار قدیمی و تاریخی، برخی از مورخان قدمت آن را به هزاره سوم پیش از میلاد مسیح نسبت می‌دهند.

دوران مادها

ایران در زمان مادها به دو قسمت بزرگ تقسیم شده بود، قسمت اول ماد کوچک یا آتروپاتن که شامل آذربایجان و قسمتی از کردستان بوده و قسمت دوم ماد بزرگ به پایتختی اکباتان همدان که بیشتر مناطق ایران را شامل می‌شد. اما مناطق گروس به عنوان مرز بین دو قسمت ماد بوده و به حدی به دو پایتخت ماد در آذربایجان تخت سلیمان و همدان نزدیک بوده است که گاهی آن را جز ماد کوچک و گاهی جز ماد بزرگ به شمار آورده‌اند. ایگور دیاکونوف نویسنده تاریخ ماد، گروس را جز ماد کوچک و حسن پیرنیا نویسنده تاریخ ایران باستان جزو ماد بزرگ می‌داند. الیزابت ناومان، بیجار را در آخرین مرحله از راه ارتباطی پایتخت آذربایجان به اکباتان پایتخت مادها می‌داند بااستناد به نوشته‌های دیاکونوف و ناومان بیجار گروس جزئی از قلمرو ماد کوچک آتروپاتن به شمار می‌آید که در طول دوران ماد حدود ۱۳۰ سال به علت اهمیت سوق الجیشی بالای خود همیشه از مراکز مورد توجه مادها بوده است.

دوران هخامنشیان

منطقه بیجار گروس جز ساتراپ دهم هخامنشان بوده و برابر نوشته‌های حسن پیرنیا اسب‌های ممتاز و قالی در همدان و گروس در دوران هخامنشیان به طور فراوان وجود داشته است و اسب‌ها و قالی‌های این دو ناحیه در کشور مشهور بوده‌اند. گروس در دوران هخامنشیان نیز مانند دوران مادها از مراکز مهم اقتصادی و کشاورزی غرب ایران بوده است هر چند که از اهمیتش نسبت به دوران مادها کاسته شده و آن توجه‌ای که شاهان ماد به دلیل موقعیت ویژه‌اش و قرار گرفتن در مرز بین دو پایتخت ماد نسبت به آن داشتند کمتر شد و با دور شدن پایتخت‌ها از منطقه گروس روز به روز از اهمیت منطقه کاسته شده است.

دوران سلوکی

دوران اشکانیان

دوران ساسانیان

مغول‌ها تا صفویه

از سال ۶۷۷ قمری به بعد سهرورد و گروس از توابع تومان قزوین بودند، بعد از شورش کردها در سال ۶۸۵ در زمان اباقاخان، کلول بن قباد، حاکم مناطق غربی کردستان بود که دستور خاموش کردن اغتشاشات را داد و بعد از آن حکومت تمامی نواحی کرد نشین به او سپرده شد، مناطق گروس و سقز و سیاه‌کوه و اسفندآباد زیر نظر کلول بود و بعد از آن به پسرش خضر رسید و تا سال ۷۱۰ حکومت کرد، بعد از اینکه سلطانیه پایتخت دولت ایلخانی نام گرفت، سهرورد و گروس از حکومت کردستان جدا و به تومان سلطانیه پیوستند، با زوال سلسله ایلخانی مغول بیجارگروس مانند سرزمین‌های دیگر در میان سلسله‌های محلی ایرانی دائم دست به دست می‌شده. مغول‌ها در زمان حمله خود به ایران به بیجار نیز حمله کردند چنگیزخان مغول در ۱۰ کیلومتری بیجار در جاده‌ای که اکنون به دیواندره ختم می‌شود، اقامت گزید، و در بالای کوهی به همین نام در ۵ کیلومتری شهر در قلعه‌ای قدیمی ساکن شده که بعد از آن زمان به چنگیز قلعه معروف شده است.
پل گل قشلاق در روستای گل قشلاق از آثار گروس در دوران مغول است.
براساس نوشته‌های ابن خردادبه تا اوایل قرن چهارم ه قمری، سهرورد (گروس) از اجزای شهرستان دینور بوده است، سهرورد از اواسط قرن چهارم در متصرفات سالاریان بود و بعد از آن جزو متصرفات حکومت دیلمی درآمد، از قرن پنجم هجری قمری و با روی کار آمدن سلجوقیان و به‌وجود آمدن تقسیمات سیاسی کشور، اصطلاح کردستان را برا تمایز نواحی کردنشین وضع کردند، محدوده کردستان، از همدان آغاز و تا نواحی شهر زور ادامه داشت و پایتخت آن هار (شهر بهار کنونی) بود، بعدها مرکز آن به چمچال منتقل شد. در دوران سلجوقیان سهرورد (گروس) جزو ولایت عراق عجم محسوب می‌شده و از اجزای کوره‌ی قزوین به حساب می‌آمده است. آثار گروس در دوران سلجوقیان: امام‌زاده عقیل، برج آجری اشقون بابا و ... هستند، بنابر تحقیقات سفال‌های منطقه گروس در دوران سلجوقی خاص این منطقه بوده است.

دوره صفویه

ایران در اواخر دوران صفویه دارای سیزده بیگلربیگی بوده که میرزا سمیعا در کتاب تذکره الملوک، بیگلربیگی (علی شکر) را شامل مناطق: ۱ - قلمرو و توابین ۲ - گروس و الکا زرین کمر و طغانمین ۳ - حاکم الکا هشتاد جفت (طغانمین و هشتاد جفت نیز تا اواسط دوران صفویه جزو گروس بوده‌اند و اکنون هم دهی به نام هشتادجفت و دهستانی به نام طغامین در شهرستان بیجار وجود دارند) ۴ - حکومت‌های هرسین، کلهر، خوار، سمنان، ساوه، حاوه و الکا ری، می‌داند.
در دوران شاه اسماعیل اول حکومت قلمرو علی‌شکر (همدان، کرمانشاه، گروس و...) به ولی خان سپرده شد و او پس از مرگ شاه اسماعیل، دینور را نیز متصرف شد، چندی بعد او از حکومت علی‌شکر عزل و به جای او امیرخان موصللو از طرف شاه طهماسب اول به بیگلربیگی قلمرو علی‌شکر برگزیده شد، او به خوبی از عهده اداره امور این قلمرو برآمد و مانند حکمرانان سابق این ولایت، حکومت گروس را که جزو قلمرو حکومتشان بود، همچنان در اختیار طایفه کبودوند قرار داده و خوانین کبودوند در دوران وی و در دوران بیگلربیگ‌های بعد از او نیز حکومت و ریاست گروس را بر عهده داشته‌اند.
مینورسکی به نقل از کتاب تاریخ عالم آرای عباسی، آورده است: طایفه گروس در دوران صفویه، هم ردیف با طوایف: چگنی و اردلان و بختیاری و فیلی و... است.
در اواخر دوران شاه سلیمان گروس مانند دیگر توابع علی‌شکر از املاک خاصه جدا شد و به املاک دولتی پیوست و از این هنگام حاکم گروس، لطفعلی‌خان گروسی بود.
نام اداری گروس در دوران صفویه به (زرین کمر) تغییر یافت.
از وقایع مهم گروس در دوران صفویه طغیان، دولتیار خان سیاه‌منصور، حاکم آذربایجان، گروس و مناطقی دیگر از شمال غرب ایران، علیه سلطان محمد خدابنده، پدر شاه عباس اول بوده است که موجب یورش سپاهیان قزلباش به این منطقه شده و در نتیجه حمله‌های مکرر قزلباشان به گروس و اطراف که چندین سال به طول انجامید، این منطقه دچار ویرانی زیادی گردید، و در نهایت شاه عباس دولتیارخان را اعدام نمود و به منطقهٔ تحت سلطه او نیز حمله کرد و کشتار و غارت بزرگی در گروس به راه انداخت و اکثر افراد طایفه سیاه‌منصور را به مناطق مختلف کشور تبعید کرد.
شاه صفی نیز به کردستان و گروس که تحت سیطرهٔ خان احمد خان اردلان بود حمله کرد و او راشکست داد و در منطقه قتل و غارت کرد. حکومت کردستان و گروس تا سال ۱۱۳۶ ه. ق بر عهده خانه پاشا بابان بود که با حمایت سلیمان پاشا حاکم بغداد به این منطقه حمله کرده بود.
در سال ۱۱۳۶ ه ق در اول شوال به موجب معاهده‌ای که در استانبول به امضا دولت‌های روس و ترک رسید، مقرر گردید که سرزمین‌های اشغالی ایران بین آنها تقسیم گردد و در این تقسیم‌بندی شهرهای: همدان، کرمانشاه، تبریز و گروس و دیگر شهرهای غرب ایران در اختیار دولت عثمانی قرار گرفت.
زمانی که گروس در تصرف عثمانی‌ها بود، آن‌ها سبحان وردی خان را حاکم منطقه کردندو او حاکم اسفندآباد و خمسه و گروس بود، تا اینکه در سال ۱۱۴۳ ه ق از طرف نادر شاه که سپه سالار شاه طهماسب ثانی صفوی بود به حکومت کردستان رسید.
آثار دوران صفویه در گروس عبارتند از: چهارباغ گروس، برج ینگی ارخ، پل صلوات‌آباد، قلعه روستای صلوات‌آباد، بازار بیجار، آرامگاه پیر خضر و گنبد سنگی اوچ گنبد خان

دوره افشاریه

در شعبان سال ۱۱۴۲ ه ق، نادر شاه افشار تمام سرزمین‌های اشغال شده توسط نیروهای عثمانی را در نبردی با عثمانی‌ها آزاد می‌کند که گروس هم جزوی از مناطق آزاد شده می‌باشد، در سال ۱۱۴۳ یک بار دیگر در نبردی میان شاه طهماسب و احمد پاشا عثمانی و علی پاشا حکیم اوغلو، بار دیگر شهرهای کردستان، همدان، گروس و خمسه، به دست نیروهای عثمانی افتاد.
از نظر سیاسی و تقسیمات کشوری، گروس در دوره افشاریه از توابع ایالت قلمرو علی‌شکر بوده.
حسین‌علی خان گروسی که مدتی حاکم گروس بود، مقام ایشیک آقاسی باشی نادر را داشته است.
در این دوره نادر شاه طایفه خواجه‌وند را از گروس به مناطق شمال ایران کوچ داد و تعدادی از طایفه افشار را که در خراسان ساکن بودند را به شرق و شمال گروس انتقال داد؛ و با این کار از شورش آن‌ها در نواحی تحت تصرف خود جلوگیری کرد.

دوره زندیه

کریم خان زند پس از حمله به منطقه اردلان به گروس نیز حمله کرد و به بهانه رابطه خوب حاکم گروس (محمد امین خان) با والی کردستان (حسنعلی خان اردلان)، به گروس صدمات زیادی وارد می‌آورد و دختر محمد امین خان (خورشید خانم) را با خود به شیراز برده به عقد و ازدواج خواهرزاده خود علی مراد خان زند درمی‌آورد، در این دوره محمد امین خان از سرداران بزرگ دوران زند بوده و کریم خان مدتی پس از حمله به گروس کمک‌هایی را برای آبادانی آن در نظر می‌گیرد.
گروس از نظر سیاسی در این دوره جزو بیگلربیگی قلمرو علی‌شکر به مرکزیت همدان بود و حکومت آن هم به صورت موروثی در اختیار خاندان کبودوند بود. از ابتدای دوران زندیه تا سال ۱۱۸۳ ه ق حاکم گروس محمد امین خان بوده است و پس از او حکومت گروس به فرزندش محمد حسین خان می‌رسد.
حکام و خوانین گروس در این دوره جزو قشرها درجه اول و مهم ایران بوده‌اند.
از آثار موجود در گروس که متعلق به دوران زندیه می‌باشد، مسجد خسروآباد گروس است که در ۴۵ کیلومتری شهر بیجار و در روستای خسروآباد قرار دارد.

دوره قاجار

گروس و کردستان در سال‌های اولیه حکومت قاجار زیر نظر حکومت اداره می‌شدند، در آن زمان تقسیمات اداری و حکومتی کشور شامل پنج حکمرانی و دوازده حکومت نشین بوده است، اولین حکمرانی آذربایجان و مقر ولیعهد بود که شامل آذربایجان، همدان، زنجان و گروس بوده است، گروس جزو ایالت آذربایجان و تحت حاکمیت نایب السلطنه بوده. در این دوران از پنج ولایت پنج بلوک و ناحیه جدا کردند و تحت اداره یک حکومت قرار دادند
همچنین از قزوین و همدان و آذربایجان و... بلوکی مجزا و به زنجان اضافه کردند که خمسه نام گرفت. در همین ایام بلوک کرسف از ناحیه گروس جدا و به خمسه پیوست، (منطقه سهرورد قدیم) هم جزو این بلوک بود،
حاج میرزا آقاسی در زمان محمدشاه قاجار و بعد از مرگ محمدصادق خان گروسی در سال ۱۲۶۰ ه ق ولایت گروس را از زیر پوشش نایب السلطنه خارج و حکومت آن‌ را مستقل کرد تا شاه و صدراعظم به‌راحتی بتوانند حکام آن‌را عزل و نصب کنند، بنابر نوشته امیر نظام گروسی حاج میرزا آقاسی بنابر کدورتی که با طایفه گروس داشت حکومت گروس را از گروسیان گرفت و به ابراهیم خان سلماسی سپرد، بعد از مرگ محمدشاه در سال ۱۲۶۳ ق حکومت گروس توسط امیرکبیر به طایفه گروس سپرده شد و ولایت گروس دوباره مستقل شد. در روزنامه دولت علیه ایران در سال ۱۲۸۲ آمده است: از آن‌جا که ولایت گروس نسبت به سایر ولایات ممالک محروسه کوچک‌تر و کم وسعت‌تر است و از آن‌جا، دو فوج در جزو افواج قاهره سرباز و قریب سیصد نفر برقرار بود و این قدر توپچی و سرباز از حوصله‌ی آن ولایت خارج بود لهذا با عرض و استدعای سپهسالار اعظم، حکم جهان مطاع همایون شد که سرباز آن‌جا را به یک فوج تمام که یک‌هزار و یک‌صد نفر باشد بکاهند.
در اوایل حکومت قاجار و زمان حاکمیت نجف‌قلی خان گروسی، صایین‌قلعه (شاهین‌دژ) و صفاخانه (میاندوآب) ضمیمه ولایت گروس شدند، در زمان محمدشاه قاجار الحاق اسفندآباد کردستان (قروه) به گروس با مرگ شاه در تاریخ ۱۲۶۴ ق منقضی شد. در سال ۱۲۹۸ ق و در زمان حکومت امیرنظام گروسی ساوجبلاغ و صایین‌قلعه ضمیمه ولایت گروس می‌شوند و در سال ۱۳۰۹ ق با استعفای امیرنظام گروسی از پیشکاری آذربایجان از خاک گروس جدا می‌شوند.
در اواسط پادشاهی ناصرالدین شاه ولایت گروس جزو یکی از ۲۳ ایالت و ولایت ایران بود که بوسیله حکام محلی اداره می‌شدند، در اواخر حکومت قاجار و در زمان حاکمیت علی‌رضا خان گروسی، در سال ۱۳۲۰ ق حکومت را از خوانین گروس گرفتند و به افراد غیر گروسی واگذار کردند.
پس از پیروزی انقلاب مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی، تعداد ۲۷ ایالت و ولایت در مجلس دارای نماینده شدند که ولایت گروس هم جزو آن‌ها بود و این ولایت شامل: بیجار و مضافات بود و مرکز حوزه انتخابیه هم شهر بیجار بود.
در جریان شورش ابوالفتح خان سالارالدوله در سال ۱۳۲۹ ق که از کردستان و کرمانشاهان و گروس آغاز شد، صدمات فراوانی به گروس وارد آمد و منطقه ناامن شد، در گروس ضرغام‌السلطنه، علی‌رضا خان گروسی و افتخار نظام گروسی، حامی سالارالدوله بودند، آن‌ها مالیاتی که از مردم می‌گرفتند را صرف اردوی سالارالدوله کردند و این باعث فقر در گروس شد، در همان زمان با ویران شدن روستاها، از ۳۶۷ روستا در گروس، ۷۰ روستا خالی از سکنه شد، غارتگری و حمله‌های مکرر ایل‌های مندمی و گلباغی در سال‌های ۱۲۹۲ تا ۹۹ شمسی موجب ویرانی زیادی گردید.
از لحاظ جغرافیایی گروس در زمان قاجار شاهراه ارتباطی، شمال‌غرب با غرب و مرکز ایران بود، گروس در آن دوره مرکز مهم تولید غله و قالی بافی بود و صادرات گندم به خارج از گروس انجام می‌گرفت، همچنین در زمان قحطی تبریز به دستور امیر نظام گروسی از گروس به تبریز گندم انتقال دادند و مردم از مرگ نجات یافتند.
تشکیل کمپانی اداره قالی بافی گروس در زمان پیشکاری آقا میرزا یوسف مستوفی باشی و حکومت علی‌رضا خان گروسی در سال ۱۳۱۵ ق اتفاق افتاده است.

سهرورد

در بسیاری از منابع تاریخی تا دوران مغول و سلجوقیان، گروس با نام سهرورد شناخته می‌شده است.
سهرورد معرب (سوره برد) به زبان کردی به معنی (سنگ کوچک قرمز)، قریه‌ای از مناطق سابق بیجار گروس بوده است که سالیان پیش بر اساس دستور میرزا شفیع مازندرانی، صدراعظم فتحعلی شاه قاجار آن را از حوزه گروس جدا نموده و به بخش قیدار زنجان ضمیمه نمودند، زمانی که سهرورد جزو گروس بوده به (قره قوش) معروف بوده است.

جنبش مشروطه

علی‌رضا خان گروسی در کنار علیقلی‌خان سردار اسعد
علی‌رضا خان گروسی و قشون گروس برای مقابله با رحیم خان چلبیانلو در قره داغ

مردم و فوج گروس در جنبش مشروطه ایران، وقایع آذربایجان و فتح تهران، نقش موثری ایفا کرده‌اند، در جریان وقایع آذربایجان، زمانی که ستارخان توسط نیروهای رحیم خان در اردبیل محاصره شده بود، علی‌رضا خان گروسی و افتخار نظام گروسی با ۴۰۰ سوار داوطلبانه به لشکر دولتی پیوستند و در ۷ محرم ۱۳۲۸ وارد شهر سراب شدند و به جانب اهر حرکت کردند. مردم گروس در جریان فتح تهران در جمادی الثانی ۱۳۲۷ ق با آگاهی از مشروطیت به نیروهای فاتح تهران (نیروهای بختیاری، گیلانی و تبریزی) پیوستند.

جنگ جهانی اول

در خلال جنگ جهانی اول بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ میلادی راه بر نیروهای بیگانه در بیجار باز شد. در سال ۱۹۱۶ ولایت گروس توسط روس‌ها و سپس عثمانی‌ها مورد حمله قرار گرفت، در اوایل جنگ مردم بیجار با نیروهای روس کنار آمدند اما بعد از آن‌که شهر به دست عثمانی‌ها افتاد، آن‌ها به بهانه این‌که مردم با روس‌ها همکاری کرده‌اند، شهر را ویران و مسجد جامع را با گلوله‌های توپ تخریب کردند، نیروهای عثمانی مواد غذایی و غلات را از مردم تصاحب کردند و شرایط سختی را به وجود آوردند. شهر بیجار در جریان جنگ جهانی اول بارها بین دو دولت عثمانی و روسیه دست به دست گردید و صدمه فراوانی به شهر و مردم وارد آمد به طوری که بعد از جنگ حدود نیمی از جمعیت خود را از دست داد که تعدادی از آنها در اثر جنگ و قحطی بعد از جنگ کشته شدند و تعدادی نیز با وجود آمدن این شرایط سخت مجبور به مهاجرت از این ولایت شدند، نیروهای انگلیس هم بعد از روس‌ها و عثمانی‌ها وارد بیجار شدند. پس از جنگ جهانی اول و بیرون رفتن قوای روسی و عثمانی گروس رونق گذشته خود را از دست داد.
نیروهای روس در هنگام تخلیه بیجار در دی ماه سال ۱۲۹۶ شمسی، بازار بیجار را آتش زده و غارت کردند، همچنین آن‌ها وارد خانه‌های مردم شده و اموال آن‌ها را غارت کردند.

تصاویر بیجار در جنگ جهانی اول

تبلیغات