بهشت در کف دست

بهشت در کف دست


هنوز آن‌قدرها از سن و سال‌مان نگذشته که انگشت‌ها و دست‌های حناگذاشته مادربزرگ و ریش‌های حنایی‌رنگ پدربزرگ‌ها از ذهنمان بروند به جمع چیزهای از یاد رفته.

بهشت در کف دست

هرچند حالا دیگر به سر نوزاد تازه به دنیا آمده حنا نمی‌گذارند اما هنوز هم توی شب حنابندان، نوعروس و داماد کف دست هم حنا می‌گذارند و هنوز هم وقتی کسی نه راه پیش داشته باشد و نه راه پس، می‌گوییم دستش را توی حنا گذاشته‌اند.

تمام این یاد و خاطره‌ها، آداب و مثل‌ها از کیسه‌هایی پارچه‌ای بیرون آمده‌اند که توی چاقی شکمشان، پودر سبز رنگ حنا را جا می‌داده‌اند. این کیسه‌ها حاصل کارگاه‌هایی بودند که وظیفه‌شان ساییدن ساقه، برگ و چوب

تبلیغات