برایم قصه بگو

برایم قصه بگو   

بچه ها دوست دارند بعضی شب ها در اتاق دور هم گرد آیند و همگی دور میز بنشینند و کار عظیمی انجام دهند و آن کار که قصه گویی است، نفسشان را بند آورد:
یکی از بچه ها می گوید: «یادتان می آید که در شهر بازی، سوار یکی از وسایل بازی شدیم و پدر ترسیده بود، ولی من نه!»...

قصه گفتن برای کودک,داستان سرایی کودک

دیگری می گوید: «یادتان هست که گربه مان از درخت بالا رفته بود؟»دیگری می گوید: «یادتان هست پدربزرگ، بچه ها را با وانت به اردوی مخصوص کودکان برده بود؟»همگی می خندند، قصه های دلنشین خود را با آ

تبلیغات